تبلیغات
شهر باغبانی - نقش بقولات در تناوب زراعی بر عملکرد محصول و کاهش آفات و بیمار یها
شهر باغبانی
`·.¸¸.·¯`··._.·`(horticulturecity)`·.¸¸.·¯`··._.·`

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان : <1>
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین





Powered by WebGozar

نقش بقولات در تناوب زراعی بر عملکرد محصول و کاهش آفات و بیمار یها

هجوم آفات و امراض خاص، کاهش حاصل خیزی خاک، بروز مشکل شوری خاک و بی ثباتی تولید محصولات زراعی از جمله مهمترین اثرات نامطلوب سیستم های پیشرفته تک کشتی محسوب می شوند. در حقیقت تناوب کشت گیاهان زراعی در یک قطعه زمین که براساس توالی منطقی و مشخص می باشد یک روش مدیریتی جهانی و قدیمی است که بنا براتفاق نظر اکثر پژوهشگران علوم زراعی منجر به بهبود عملکرد سیستم های زراعی خواهد شد.در تعریف علمی تناوب زراعی 3 نکته نهفته است: 
  1- بعد زمان در تناوب
  2- تنوع درکاشت گیاهان زراعی یا مدیریت زراعی
  3- اجرای این تنوع کاشت در یک مکان خاص.

بعد زمان در تناوب زراعی می تواند یک سال زراعی یا یک سال رسمی باشد به طوری که در هر سال فقط یک گیاه در هر نقطه زمین کاشته شود و یا ممکن است براساس فصل زراعی (تابستانه- زمستانه) و نیز شرایط رطوبتی خاک (فصل خشک و مرطوب) باشد که در این صورت تناوب بیش از یک گیاه در هر سال را شامل می شود. دومین اصل در تعریف تناوب، بعد تنوع در هر تناوب است که عامل کلیدی برای مطلوب بودن هر سیستم زراعی خواهد بود. سومین اصل در تعریف، توالی گیاهان در یک قطعه زمین است. اجرای این اصل باعث به وجود آمدن شرایط مکمل سازی (مثلا در مورد عناصر غذایی که برای یک گیاه ضروری و پرمصرف و برای گیاه بعدی غیرضروری و کم مصرف است) و بهبوددهندگی (کاهش آللوپتی یا نقش مفید میکروارگانیسم) خواهد شد. با بررسی ویژگی های سیستم های تک کشتی و تناوبی و مقایسه بین آنان مشهود است که در یک الگوی تک کشتی، ساختار اجزای سیستم زراعی ضعیف ودر بسیاری موارد فاقد روابط مکملی بوده، بی ثباتی عملکرد و مستعد شدن آن به آفات و امراض نیز خواهد شد.
   
  1ـ وضعیت عملکرد در تناوب گیاهان بقولات ـ غیربقولات

 1ـ1ـ تاثیر تناوب زراعی بر عملکرد گیاهان زراعی: 
  پژوهشگران متعددی به نقش مفید و مؤثر کشت متناوب محصولات زراعی در افزایش عملکرد، تاکید و آن را اثرتناوب (Rotation effect ) نام نهاده اند. این اصطلاح در حقیقت به این مفهوم اشاره دارد که در اغلب سیستم های تناوبی، توالی گیاهان زراعی نسبت به الگوی تک کشتی، عملکرد گیاه زراعی را افزایش خواهد داد. در تناوب های دارای بقولات، اثرات مفید این گیاهان صرفا به اثرات بیولوژیکی محدود نمی گردد، زیرا چنانچه به همان میزان کود نیتروژنه برای شرایط تک کشتی فراهم کنیم و یا به صورت مصنوعی نیتروژن بیولوژیکی وارد مجموعه شود، باز هم سیستم زراعی اثرات کاشت تناوبی بقولات را نشان نخواهد داد. برخی از این اثرات تجمعی شامل بهبود در رطوبت و عناصر غذایی خاک، ساختار فیزیکی- شیمیایی خاک و نیز بهبود جوامع میکروارگانیسم خاک می باشند. بنابراین به جهت دارا بودن چنین خصوصیاتی (فواید نیتروژنه و غیر نیتروژنه) از زمان های قدیم بقولات بخش مهمی از کشاورزی و به خصوص زراعت را شامل شده اند. بهبود در عملکرد غلاتی که پس از بقولات تک کشتی قرار می گیرند، بین 5/0 تا 3 تن در هکتار گزارش شده که مطابق با30 تا 35 در صد افزایش در مقایسه با شرایط تک کشتی غلات- غلات است. اطلاعات موجود نشانگر این موضوع است که بخشی از این بهبود در عملکرد غلات مربوط به نیتروژن باقی مانده در خاکی است که به گیاه غلات بعدی در تناوب منتقل شده است (جدول1). در آزمایشات درازمدت تناوب که از سال 1983 در مرکز اکریسات (ICRICAT) در هندوستان انجام می شود، طی یک دوره10ساله اثر نیتروژن باقی مانده بقولات بر گیاهان بعدی، بر روی عملکرد سورگوم در الگوی تناوبی بقولات- غیربقولات در مقایسه با شرایط عدم حضور بقولات - گلرنگ مشاهده شده است.
   
  از فواید دیگر ورود بقولات در تناوب نسبت به تناوب های بدون بقولات، بهبود در میزان معدنی شدن نیتروژن در خاک است. میزان افزایش این پارامتر بسته به نوع گیاهان متفاوت است (جدول1). در این خصوص دیده شده است که گیاهان ماش و باقلا در یک تناوب هشت ساله نسبت به شرایط تک کشتی جو، فراهمی نیتروژن را به میزان سالانه 90 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و در مجموع حدود 5 برابر افزایش داده است. برای تناوب های دارای بقولات علاوه بر معیار میزان نیتروژن معدنی شده در خاک پتانسیل نیتروژن معدنی شونده نیز در خاک هایی که درالگوی تناوبی آنان برای مثال گیاه نخود وارد شده بود، تقریبا دو برابر بیشتر از الگوی تناوبی آیش- سورگوم بود. برای مثال میزان نیتروژن قابل معدنی شدن در یک تناوب 8 ساله که گیاه باقلا به عنوان کود سبز در یک مرحله به خاک برگردانده شده بود، حدودا 2 برابر میزان آن در تناوب 5 ساله گیاهان علوفه ای- غلاتی بود که بقایای این گیاهان به خاک برگردانده نمی شد.
   
  2ـ بهبود عملکرد ناشی از قرار گرفتن بقولات دانه ای در توالی با غلات 
  بقولات دانه ای قادر به افزایش معنی دار عملکرد غلات پس از خود هستند که این بهبود در عملکرد معادل با تاثیر کاربرد حدود 50 تا100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار می باشد. اثر نیتروژن باقی مانده بقولات (یا حبوبات) در گیاهان غیربقولات پس از خود، شامل مجموعه اثرات نیتروژنه و غیرنیتروژنه می باشد. تفاوت در عملکرد غلات پس از نخود نسبت به غلات پس از غلات در نتیجه اثرات مفید نیتروژنه بقولات خواهد بود. به عبارتی دیگر اختلاف به وجود آمده در عملکرد اساسا ًناشی از بهبود وضعیت نیتروژن خاک پس از یک گیاه بقولات می باشد. اما در اغلب موارد این اختلاف عملکرد به طور کامل جبران نخواهد شد. بدیهی است چنین وضعیتی در نتیجه حضور سایر عوامل مفید غیرنیتروژنه روی داده است.
   
  2-1- افزایش عملکرد غلات پس از بقولات ناشی از اثرات مفید مواد غیرنیتروژنه 
  در بسیاری موارد جذب بیشتر نیتروژن خاک برای گیاهان پس از حبوبات بر اثر بقولات در شکستن چرخه حشرات و بیماری ها در غلات، مقادیر بیشتر فراهمی آب خاک پس از گیاهان حبوبات. بهبود وافزایش چرخه عناصر غذایی (زیرا سرعت تجزیه شوندگی بقولات در خاک بیشتر و آزادسازی سایر عناصر غذایی علاوه بر نیتروژن نیز سریعتر از بقایای غلات است) رشد بهتر و عمیق تر ریشه در نتیجه بهبود برخی خصوصیات خاک (مانند کاهش مواد آللوپاتیک مضر که همراه با بقایای غلات هستند) و نیز رهاسازی مواد تسریع کننده رشد از بقایای تجزیه شده بقولات، نسبت داده می شود. به طورکلی کاهش شیوع و شدت علف های هرز و بیماری ها به علت ورود بقولات در تناوب ممکن است مهمترین عامل اثرات مفید غیرنیتروژنه محسوب شود. شواهد نشان می دهد ورود سایر گیاهان برگ پهن در تناوب همچون برخی دانه های روغنی نیز به طورمشابه، اثرات مفید غیرنیتروژنه ای برای گیاهان غلات پس از خود تولید می کند. 
   
  2-2- تاثیر مثبت بقولات بر عملکرد گیاهان زراعی ناشی از مواد غیرنیتروژنه 
  بنابه گفته پینتر و همکاران (1995) برخی از گیاهان زراعی مانند کلزا و کودهای سبز به عنوان گیاهان خاکساز (soil building cro) شناخته شده اند. زیرا سودمندی عمده آنان در نتیجه افزایش ماده آلی خاک، محتوی بیشتر آب خاک، ساختار بهتر خاک و عمیق تر کردن خاک سطحی می باشد. به علاوه متفاوت بودن خصوصیات گیاه شناسی و زراعی کلزا در تناوب با گندم باعث کاهش برخی از بیماری های گیاهی می گردد.
   
  2-3- افزایش عملکرد غلات پس از اثرات مواد نیتروژنه 
  عملکرد غلات پس از بقولات تا حد زیادی بستگی به مقدار نیتروژنی دارد که توسط بقولات به خاک اضافه می شود. مقدار نیتروژن تثبیت شده در این شرایط متغیر بوده (بین 78 تا 504 کیلوگرم در هکتار) و در اکثر موارد بقولات دانه ای مانند نخود، سویا، لوبیا، و بادام زمینی میزان نیتروژن خاک را کمتر از بقولات علوفه ای همچون یونجه و شبدر افزایش داده اند. به طور کلی بقولات در هر الگوی تناوبی علاوه بر تاثیر مشخص بر عملکرد گیاهان زراعی، به واسطه افزایش فرایند معدنی شدن مواد آلی و فراهمی نیتروژن بیولوژیکی (به عنوان منبع نیتروژن برای گیاهان زراعی پس از خود) نقش مهمی در کاهش تقاضای انرژی مصرفی را نیز دارا می باشند. روش رایج افزایش یا فراهمی مجدد نیتروژن خاک، ورود بقولات علوفه ای به تناوب می باشد. برای مثال دیده شده که میزان پروتئین موجود در ریشه و بخش های برداشت نشده در گیاهان یونجه 2 تا 3 ساله معادل 190 پوند در ایکراست. حدود 80 در صد از این مقدار یعنی حدود 150 پوند در ایکر، ناشی از نیتروژن تثبیت شده به صورت همزیست می باشد مابقی ناشی از ماده آلی خاک بوده که در واقع یک منبع انرژی فراهم شده بدون مصرف سوخت های فسیلی محسوب می گردد.
   
  3- نقش تناوب زراعی در پویایی جوامع علف های هرز 
  اجرای تناوب زراعی به لحاظ مکانی و زمانی، از جنبه های مختلفی بر پویایی جوامع علف های هرز تاثیر می گذارد. تناوب در مکان مانند کشت مخلوط گیاهان یا ارقام مختلف و یا استفاده از گیاه همراه، با کاهش رشد یا جمعیت علف های هرز در گیاهان زراعی از تثبیت آنان ممانعت خواهد نمود. از سوی دیگر تناوب در بعد زمانی عبارت است از کاشت متوالی نیز شرایط محیطی را به نحوی برای علف های هرز نامساعد می نماید (برای مثال از طریق آللوپتی یا ممانعت از انجام دوره مجدد زایشی) که جوامع علف های هرز به طور مداوم تحت شرایط ناپایدار و نامساعد محیطی قرار می گیرند. ازجمله این روش ها می توان به استفاده از گیاهان پوششی، گیاهان خفه کننده، سیستم کشت پس وپیش، استفاده از مالچ زنده، حضور گیاهان گیرنده، آیش و نهایتا سیستم های کشت دوگانه یا سه گانه اشاره نمود. به لحاظ این که هر گیاه زراعی علف های هرز مخصوص به خودش را داراست، به نظر می رسد کاشت مداوم یک گیاه (مثلا برنج) همراه با کاربرد تعداد محدودی از علف کش های اختصاصی، از یک سو موجب ایجاد سازگاری در برخی علف های هرز نسبت به سموم علف کش شده و از سوی دیگر باعث تغییر در غالبیت گونه های علف های هرز از یک ساله به چندساله در این سیستم ها خواهد شد. بنابراین تناوب زراعی و حضور گیاهان مختلف زراعی نه تنها باعث کاهش جمعیت علف های هرز مقاوم و سازگار به شرایط تک کشتی مداوم خواهد شد بلکه سودمندی عملکرد حاصل از کاربرد تناوب می تواند نتیجه وجود اثرات تجمعی و افزایش دهنده عملکرد همچون کاهش قدرت رقابت علف های هرز با گیاهان زراعی و یا استفاده بهتر گیاه از منابع فیزیکی- شیمیایی محیط باشد. بیشتر مزارع در طی مراحل اولیه رشد گیاهان سطوح کمی از علف های هرز را نشان می دهند. به علاوه، کمتر از 12 درصد از کل پوشش علف هرز، تا مرحله پر شدن دانه ذرت تداوم یافته است. بیشتر مزارع در 4 هفته پس از کشت تقریبا خالی از علف هرز می باشند که نشان دهنده آگاهی کشاورزان از زمان مطلوب مبارزه با علف های هرز (دوره بحرانی) می باشد. با گذشت زمان، شرایط برای جوانه زنی و گسترش علف های هرز بهبود یافته و در بسیاری از الگوهای کشت، پوشش علف های هرز در 8 هفته پس از کاشت افزایش یافته است. تناوب زراعی بیانگر:
  1- تاثیر دراز مدت
  2- تاثیر کوتاه مدت. 
  اثر کوتاه مدت گیاهان زراعی به واسطه قدرت رقابتی بیشتر و بدون این که عملکرد گیاه کاهش یابد، علف های هرز را کنترل می کنند (تاثیر ذرت بر علف های هرز مرغ) لذا اثر کوتاه مدت گیاهان زراعی به نظر برخی پژوهشگران عمدتا تحت تاثیر دو عامل رقابت و آللوپاتی است. در مواردی علف های هرز بر گیاه زراعی تاثیر رقابتی نشان می دهند (مانند تاثیرپذیری گندم از علف هرز تاج خروس وحشی و پیچک). ویژگی آللوپاتی عامل دیگری از مکانیسم های تاثیرگذار گیاهان زراعی بر علف های هرز محسوب می شود. برای مثال اثر گندم بر سلمه، ذرت بر سلمه و کاهوی وحشی با بررسی دو عامل فوق (قدرت رقابت و آللوپاتی) در گیاهان مختلف معتقد است که استفاده از گیاهان زراعی با ویژگی خاص یا تغییر ترتیب گیاهان در الگوی تناوب زراعی (به نحوی که اثر کاهنده بر پویایی جمعیت علف های هرز داشته باشد)، می تواند به عنوان روش زراعی مؤثری برای کنترل علف های هرز (با حداقل کاربرد سموم آفت کش) مدنظر قرار گیرد. غلات دانه ریز و سبزیجات در تناوب زراعی نقش بارز آن ها به عنوان گیاهان خفه کننده، برای حذف گونه های خاصی از علف های هرز و یا کاهش جمعیت کل علف های هرز به کار می روند. ویژگی بارز چنین گیاهانی این است که سریعا استقرار یافته و بر سر جذب منابع محیطی با علف هرز رقابت می نمایند. مشابهت شرایط رشد و نمو برخی گونه های علف هرز با گیاه زراعی امکان کنترل موفقیت آمیز علف های هرز را مشکل خواهد نمود. لذا دور از انتظار نیست که علف های هرز باریک برگ در کشت مداوم ذرت و علف های هرز برگ پهن در کشت مداوم سویا بهتر توسعه یابند.
  از آن جا که عوامل میزان و سرعت گسترش کانوپی، فاصله ردیف و نوع دوره زندگی در تعیین قدرت رقابتی یک گیاه نقش دارند. لذا به نظر می رسد که عامل تناوب زراعی به تنهایی برای کنترل علف های هرز کافی نبوده و راهبرد تلفیقی هر سه روش: 
  1- تناوب زراعی
  2- گیاهان خفه کننده
  3- شخم با هدف جلوگیری
  از انجام رشد زایشی علف های هرز مطلوب تر خواهد بود. لذا برنامه تلفیق اثرات تناوب زراعی با سایر روش های مدیریت زراعی برای کنترل علف های هرز برای بعضی از گونه های خاص ضروری است.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مهدی اسماعیلی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • ترجیح میدهید مطالب وبلاگ بیشتر به چه صورت ارائه شود ؟





نویسنده

مترجم سایت